تیترمقالات سینمایی
داغ

نقد و بررسی فیلم MASH | پوچی جنگ

مقدمه

کارگردانان معروف هالیوود هرکدام فیلمی ضد جنگ دارند. شاید این به سبب ان باشد که کشورشان در جنگ های زیادی شرکت میکنند. آلتمن اما به سبک خویش ضد جنگش را ارائه میدهد.

درون مایه

خنثی و ازاد. این تمام خلاصه تفکرات افراد mash  است که جنگ بر سرشان اورده. در مقابله با جنگ و سختی های ان هر کسی واکنشی متفاوت به ان میدهد . بکت نمایشنامه نویسی ابزورد میشود . طنزی مینویسد که بوی پوچی آن تمام صحنه نمایش را در برمیگیرد. بسیاری افسرده شده و دست به خودکشی میزنند. بسیاری نیز شجاعانه در دفاع از مردم مملکتشان تن به رشادت های عظیم و ایثار های فراموش نشدنی داده تا این خواسته سیاست مداران را بهتر فراهم کنند. اما عده ای نیز ما بین این دسته ها حضور دارند که دیگر فقط به ان اهمیت نمیدهند. همین. گویی این رنج و درد عظیم را به هر نحو و سختی بوده پذیرفته و با سوتی بر امده از جان هضمش میکنند. فیلم نیز به همین طریق شروع میشود .
مجروحان جنگی با دوربین پر از اکشن و هیجان فیلم های جنگی جا به جا میشوند. اما برخلاف همه انها موسیقی پس زمینه انان یک شیپور جنگ یا نوایی حماسی نیست. که غرور ملی را جریحه دار کرده تا سربازان بیشتری جمع شوند. تنها موسیقی پخش شده خودکشی بی درد از جانی مندل است. که مویه و ناله ای غرورمندانه به فیلم بخشیده است .
این احساسات افراد پشت خط مقدم اند. افرادی که کاملا در جنگ دخالت نداشته و از ان طرف نیز جنگ دقیقا بیخ گوششان است و هر لحظه شدت ان را با پوست و گوشتشان احساس میکنند. اینجاست که کمدی ظهور میابد.

کمدی؟

کمدی را بسیاری نقطه مقابل تراژدی در هنر مینامند . تراژدی اوج گیری اسطوره با تن دادن به مجازاتی است که از اختیار و ذات انسانی برمی اید. در حالیکه کمدی برعکس. نزول اسطوره همراه با تن دادن به مجازات و اسارتی است که هیچ اختیاری در ان نداشته است. جنگ شاید مانند فیلم هایی مثل نجات سرباز رایان از اسپیلبرگ و یا فهرست شیندلر او غم انگیز و همراه با تراژدی باشد. یا شاید عمیق و تامل برانگیز مثل غلاف تمام فلزی خود را نمایان کند .در این فیلم تام هنکسی حضور ندارد تا با تمام توان برای نجات سرباز رایان جان فشانی کند. یا لیام نیسونی که برای نجات ندادن هرچه بیشتر یهودیان اشک بریزد.
بلکه هرچقد تلاش کنیم فلسفه های مختلفی برای جنگ بچینیم ، نمیتوانیم از کمدی بودنش اجتناب کنیم. کمدی تلخ و سیاهی که در عمق جان اسطوره نفوذ کرده . ان را به زانو در می اورد. اسطوره در حال نزولی که هرچقد بیشتر در این مرداب غرق میشود ، بیشتر به رذایل اخلاقی روی می اورد و درست نقطه مقابل اسطوره تراژیک را شکل میدهد.

کارگردانی

ساختن فیلم کمدی از جنگ اگر تنها هدفمان نشان دادن خون و خشونت پست مدرنیسمی مثل حرامزاده های لعنتی تارانتینو نباشد ، فقط از این اثر آلتمن بر می اید. راجر ایبرت منتقد بزرگ و فقید سینما درباره این فیلم میگوید.: “وقتی فیلمنامه را خواندم در نظرم اثر موفقی نیامد. اما با دیدن فیلم نظرم به کلی عوض شد. این اتفاق یعنی ساختن فیلمی به غایت زیبا فقط از رابرت  آلتمن برمیاید. این اثر میعادگاه یکی شدن هر انچیزی است که یک فیلم تمام عیار به ان نیاز دارد. میزانسن، سینماتوگرافی ، دیالوگ ها ، موسیقی و غیره.یکی از دلایلی که این فیلم بسیار بامزه است این است که به طرز رقت انگیزی تلخ است.
بیمارستان جراحی پشت خط جنگ کره برقرار است. و در خون غرق اند.جراحان با سرعت مثال زدنی در حال قطع کردن پاها ، بستن شریان ها و بخیه زدن زخم ها هستند.وقتی در حین عمل جراحی نیستند زندگیشان را وقف دیوانگی میکنند تا از این فشار فزاینده رها شوند.”

شوخی ها

جنس شوخی های استفاده شده در این فیلم مجموعه ای از سالها ساخت کمدی در سینماست . تمام انواع کمدی در این فیلم به زیبایی در کنار هم نقش ایفا کرده تا فشار جنگ را به طرز تمسخر واری کم کنند . از اسلپ اسیتک گرفته تا کمدی بازیگر محور و دیالوگ های بی نظیر. دونالد ساترلند و الیوت گلد به زیبایی نه تنها بار کمدی را پیش میبرند بلکه همچنان در غمی گرفتارند که رقت انگیزانه در زیر این پوست شاداب و لحظاتی سادیستیک پنهان کرده اند.

آیین و مراسم

یکی از زیبا ترین صحنه های فیلم ، صحنه ای است که بی درد قرار است به دلایل بسیار مسخره ای که از ذات کمدی فیلم بر می اید دست به خودکشی بزند.خود کشی بی درد یا بی دردی در حال خودکشی فرقی نمیکند. بلکه نکته مهم ان است که بعد از خودکشی و فدا شدن روح و ذهن در این منجلاب فساد که اسم جنگ بر ان گذاشته اند زندگی اغاز میشود. در این مهلکه دیوانگان است که کسی که از اخلاقیات و تمام عرف جامعه بیرون از جنگ دم میزند و بدون خستگی از ان دفاع میکند با دست هایی بسته و به شکل دیوانه های زنجیری به بیرون از جنگ منتقل میشود . زیرا که در جنگ معنی دیوانه و عاقل به کلی با فضای بیرونی متفاوت است و جایشان عوض میشود. خود کشی بی درد در ایینی ترین مراسم ممکن انجام میشود .
شاید بتوان MASH  را ایینی ترین کمدی سینمای غیر صامت نام برد. انچنان که بر سر میز شامی که نمودی از طراحی زیبای شام اخر اثر لئوناردو داوینچی است ، اخرین شام بی درد سرو میشود و قرص خودکشی مشکی که در ظرفی همانند حلقه ازدواج جا سازی شده به او داده میشود تا در تابوتش قرار گرفته و بمیرد . تمام افراد حاضر در مراسم با علم به غیر واقعی بودن این خودکشی ، با او خداحافظی مخصوص به خویش را میکنند و گویی بی درد قبلی به راستی میمرد. اما بی درد جدید که مناسب جنگ و سختی هایش و در یک کلام شایسته حضور در MASH  است با گناهی زنده میشود که افراد حاضر در این گروه چه زن و چه مرد در ان غرق هستند. در ادامه HOT LIPSنیز که بسیار در این راه مقاومت میکرد و از تن دادن به ذلت خود داری مینمود ، مانند جمع میشود و فقط میگذرد.

جنگ در دورترین معنای خویش

هیچ صحنه ای از این فیلم به جنگ نمیخورد و اشکارا از ان اشنایی زدایی میکند. در مقر های جنگ به طور معمول اعلامیه هایی که از بلندگو های گوش خراش پخش میشود و معمولا با عبارت توجه توجه شروع میشوند ، حاوی اخباری ناگوار و تلخ از میدان جنگ اند و روح همه را میکشند. اما MASH در فضای سورئالیستی نمود یافته است. جایی که مقدار زیادی از طنز به طرز پارادوکسیکالی با همین بلندگو منتقل شده و به گوش سربازان با لکنت زبان هایی مضحک اخبار پخش سانس های سینما داده میشود.

قسمت هایی که دو گروه از ارتش با یکدیگر فوتبال امریکایی بازی میکنند به زیبایی موید این قانون گریزی انارشیستی است که اتفاقا زور و قدرت ژنرال های لذت گرای ارتش را که بی مهابا جنگ را شروع میکنند به ان نمیرسد و مقهور ان میشوند.

پارادوکس

این خلق و خوی تناقض نمایانه در همان نقل قول هایی که در ابتدای فیلم می اید هم به زیبایی به نمایان است. نقل قول در سینما خصوصا در ابتدای فیلم تعریف مشخصی دارد. عباراتی که سمت و سوی فیلم را تا حدودی مشخص میکند و به نحوی عصاره تمام فلسفه اش است . مانند سامورایی اثر ژان پیرملویل که افکار و فلسفه سامورایی حاکم بر فیلم را مشخص کرده. این ویژگی در اثار پست مدرنی مانند GHOST DOG ; THE WAY OF SAMURAI یا بیل را بکش های تارانتینو با همان ویژگی پست مدرنشان به تمسخر گرفته شده اند. اما نقل قول هایی که در این اثر میشوند چیزی مابین مثال های زده شده است.
نقل قولی از ژنرال داگلاس مک ارتور که نماد بارز یک نظامی از جان گذشته و ایثار گر است و در راه ان قدم بر میدارد و نقل قول بعدی از ایزنهاور که به طرز مسخره ای اعلان جنگ را اعلام کرده است : من به کره میروم. همین تناقص و پارادوکس است که برخلاف تراژدی که بر منطق دیالکتیک سوار است، پایه اش را شکل میدهد.

نتیجه گیری

در پایان فیلم را میتوان شاهکاری از کارگردانی و ضد جنگی بسیار عمیق تر از شعار های ملی گرایانه کارگردانانی مثل اسپیلبرگ به حساب اورد که اثری ماورای تصورات بر انسان ها میگذارد.

میتوانید برای بهره بردن بیشتر از مقالات سینمایی در ویولت گیمز همراه ما باشید

دیگر مطالب

اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
Darth Vader
Darth Vader
9 ماه قبل

آثار رابرت آلتمن رو به شدت دوست دارم. خصوصا این فیلمش
کارگردان خیلی بزرگیه. روحش شاد!